تبليغاتX
شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست

شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست

اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود

ای کاش بودی و می دیدی که چشمانم چطور در انتظار توست

اشکها در بدرقه راهت همچو آبی که بدرقه کننده مسافر است

تورا بدرقه می کرد و در انتظار بازگشت توست

ای کاش بودی و التماس دستانم را می دیدی

که بسوی تو دراز شده

و با فریادی بی صدا تورا به سوی خود می خواند

اما این بازی مرا در حسرت دیدارت جای گذاشت و رفت

آری...

این منم که از دوری تو دیگر تاب و توان حرف زدن ندارم

برگرد که دیگر درمن جانی نمانده که نثارت کنم

+ نوشته شده در  89/03/20ساعت 15:0  توسط سپیده  | 

 

   کنار هر قطره اشکم هزار خاطره دفنه

اینقدر خاطره داریم که گویی قد یک قرن

   گلو میسوزه از عشقت

 عشقی که مثه زهره

ولی بی عشق تو هر دم

خنده با لبهای من قهر

درسته با منی اما

به این بودن نیازارم

تو که حتی با چشماتم

نمیگی آه دوست دارم

اگه گفتی دوست دارم

فقط بازیه لبهات بود

وگرنه رنگه خودخواهی

نشسته توی چشمات

هر چی عشقه توی دنیا

من میخواستم ماله ما شه

اما تو هیچ وقت نذاشتی

بینمون غصه نباشه

فکر میکردم با یه بوسه

با تو هم خونه میمونم

نمیدونستم نمیشه

 آخه بی تو نمیتونم

گله میکنم من از تو

از تو که این همه بی رحمی

هزار بار مردم از عشقت

تو که هیچ وقت نمیفهمی

+ نوشته شده در  86/08/07ساعت 13:53  توسط سپیده  | 

تورو خـــدا بگین نـــره


 

آي آدما؟ آي غنچه ها؟ آي کوچه ها؟ تو رو خدا بگين نره

پياده ها؟
سواره ها؟
مسافراي جاده ها؟
تو رو خدا بگين نره
اگه بره؟
من حرفامو به کي بگم؟

آخه من هم عاشق شدم؟
داره ميره؟
من چي بگم؟

آهاي شبا؟ ستاره ها؟ ترانه ها؟
اگه بره؟
قشنگي ها رو ميبره

آي آدما؟ مسافرا؟ پنجره هاي کوچه ها؟ تو رو خدا بگين نره

عاشق شدم؟
اون مي دونه؟

واسه همين داره ميره

اگه بره؟
کي تو شبام؟
شعرام رو از من مي گيره؟
نرو؟
بمون؟
اگه کمم؟
عاشق شدم خيلي زياد
يادش به خير؟
چه زود گذشت؟
اون اولا يادت مياد؟
مترسکي غريب بودم؟
تنها بودم؟
ساکت و بي صدا بودم
قشنگ بودي؟
بچه بودم؟
از آدما جدا بودم
يه حرفي موند؟
توي دلم؟
بهت بگم؟
از روزي که گفتي ميرم
خواستم بگم؟
دوستت دارم؟
نه خنده ها؟
نه گریه ها؟
نه اون همه ترانه و گلايه ها
هيچي به يادت نمياد؟
نه بوسه و نه کوچه و نه سايه ها
داره ميره؟
تا دوباره؟
ساکن اون شبها بشه
تو باغ سرد لحظه ها؟
مترسکي تنها بشه
عمر منم با رفتنت؟
انگاري رو به آخره
منم مي خوام عاشق بشم؟
تو رو خدا بگين نره
مي خواد بره؟
تنها بره؟
تو فکر راه سفره
آي آدما؟ ستاره ها؟ مسافرا؟ تو رو خدا بگين نره

+ نوشته شده در  86/07/11ساعت 22:13  توسط سپیده  | 

عکسای باحال

 

˙·▪●  ●▪·˙

اگه دوست دارید

عکسای کوچولوهای با نمک رو

ببینین ادامه ی مطلب رو کلیک کنید

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/07/02ساعت 17:45  توسط سپیده  | 

 

   وقتي کسي رو دوست داري حاضري براش جونتو فدا کني...

    حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نگاش کني...

     به خاطرش داد بزني...

      به خاطرش دروغ بگي...

       حاضري رو همه چي...

        حتي رو دفتر زندگيت که حالا پاره پاره شده خط بکشي...

         خيلي چيزا رو مثل غرورت ميشکني تا دلش نشکنه...

           اگه گفتي به اين چي ميگن؟؟؟

.::عشق::.

+ نوشته شده در  86/06/30ساعت 17:10  توسط سپیده  | 

نظر سنجی


سلام دوستای گلم

من  با این آپم اومدم که یه نظر سنجی کنم

و موفقیت من از این آپ فقط به وسیله ی نظرهای شما دوستای عزیز هستش


کدومو انتخاب مي کني؟


اوني که دوستش داري


             يا


اوني که دوستت داره


              .:* خوندیش پس نظر بده گلم *:.

+ نوشته شده در  86/06/05ساعت 15:53  توسط سپیده  | 

فراموش

      
گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم
گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم
گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند
گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم...
 

          

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت 11:40  توسط سپیده  | 

سوختن


خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند

                                      حيف من زاده ي امروزم

                                                          خدايا جهنمت فرداست

                                                                              پس چرا امروز مي سوزم

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت 11:37  توسط سپیده  | 

.:: شعـــــر ::.

                 
در اين بازار نامردي

به دنبال چه مي گردي؟

نمي يابي نشان هرگز

تو از عشق و جوانمردي

برو بگذر از اين بازار

از اين مستي و طنازي

اگر چون کوه هم باشي

در اين دنيا تو مي بازي

                       

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت 11:35  توسط سپیده  | 

دوسـت دارم

 توي غربت چشات چيزيه که نمي خوام بدونم

 

 چون برق چشاتو دوست دارم

 

 اون نگاهاتو دوست دارم

 

 لحظه لحظه هاتو دوست دارم

 

 درد دلاتو دوست دارم

 

 تموم قصه هاتو دوست دارم

 

 عطر نفساتو دوست دارم

 

 آواز صدا تو دوست دارم

 اين منم با تموم وجود ميگم به خدا دوست دارم

 

+ نوشته شده در  86/04/10ساعت 1:37  توسط سپیده  | 

بهترين جمله

 
 اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي

 نگيرش،
چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه،

 مثل کار چشم
که ديدنه اما اگه يه روز با عقلت کسي رو

 دوست داشتي، اگه
عقلت عاشق شد،بدون که داري

 چيزي رو تجربه مي کني
که اسمش عشق واقعيه

 

+ نوشته شده در  86/04/10ساعت 1:33  توسط سپیده  | 

لبخند


نداشتن لبخند برروي لب يعني ظلم به خدا،يعني گناه...!!

 

+ نوشته شده در  86/04/10ساعت 1:31  توسط سپیده  |